چپاول بیت المال برای فوتبال به اصطلاح حرفه‌ای

به گزارش ایسنا، اواخر هفته گذشته مدیران استقلال توانستند حقوق معوقه سرمربی ایتالیایی تیمشان را پرداخت کنند تا امیدها برای بازگشت استراماچونی افزایش یابد. با این حال چند روزی است که از این اتفاق می‌گذرد و هنوز خبری از زمان بازگشت استراماچونی نشد. در همین رابطه، شروط جدید استراماچونی برای بازگشت به استقلال از سوی وکلای این بازیکن به باشگاه ارسال شده که متن ترجمه شده آن را در عکسها می‌خوانید.

در شرایطی که فقر کمر خیلی ها را در کشور شکسته است و خیلی ها از زندگی انسانی و آبرومندانه بهره مند نیستند ، هزاران میلیارد تومان پول بیت المال صرف فوتبال به اصطلاح حرفه ای و مربیان و بازیکنان و مدیران فوتبالی می شود. دردی که پس از جنگ تحمیلی شروع شد و پولی که می بایست برای رفاه مستضعفان و توسعه کشور شود خرج ریخت و پاشهای این چنینی شد. جالب است که کمتر کسی به این چپاول بیت المال اعتراض می کند. گویا مردم صرف هزینه های هنگفت برای فوتبال را طبیعی می دانند. این چپاول هنگامی دردناکتر است که به جیب خارجی ها می رود. کسی مثل کی‌روش میلیارد میلیارد از پول مملکت را به جیب زد بدون اینکه برای تیم ملی افتخارآفرینی کند اما هنوز برخی حسرت او را می کشند. الان هم یک ایتالیایی کلی پول به جیب زده و وزارت خارجه و ورزش و کلی ابله به دنبال برگشتش به ایران هستند و حالا چنین شرایط خفت باری را مطرح می کند.

واکنش باشگاه استقلال به شروط یازده‌گانه سرمربی ایتالیایی‌اش را در ادامه نوشته بخوانید:

ادامه نوشته

ضرورت توزیع عادلانه یارانه

اقتصاد ایران بر پایه خام فروشی نفت است و  صادرات غیر نفتی کشور در مقابل نفت بسیار اندک است. ولی همین پول نفت به شکل بسیار ناعادلانه ای در کشور توزیع می‌شود. جدا از اختلاسها، رانتها و حقوق های کلان و امتیازات ویژه ای که برخی از آن بهره مند هستند و بسیاری از آن بی بهره هستند، یکی از اشکال ناعادلانه توزیع ثروت یارانه ای است که بر روی کالاها و خدمات وجود دارد مانند یارانه بنزین آب برق گاز.

وقتی روی کالاها از جمله بنزین یارانه باشد باعث می‌شود کسانی که قدرت و ثروت بیشتری دارند از یارانه ها استفاده بیشتری را ببرند. شما یک خانواده ثروتمند در شمال تهران را فرض کنید که هر عضو خانواده یک ماشین گران قیمت و پرمصرف دارد و علاوه بر آن این خانواده استفاده زیادی از برق آب و گاز دارند. در مقابل خانواده‌ای را در یک روستای دور افتاده فرض کنید که از آب و برق و گاز بی‌بهره هستند  و چندان رفت و آمدی هم ندارند. خانواده ثروتمند شاید ماهانه چند میلیون تومان از یارانه کالا ها استفاده کند ولی به خانواده ضعیف ممکن است حداقل در حد ۱۰ هزار تومان هم از یارانه کالاها بهره مند نباشد.

در این صورت است که افراد ثروتمند و قدرتمند نهایت استفاده را از یارانه ها می برند و افراد ضعیف کمترین بهره خواهند برد. بهترین کار این است که یارانه ها به شکل مستقیم به حساب مردم واریز شود تا اینگونه توزیع ثروت عادلانه گردد. این کار باعث می شود هم از اسراف و سواستفاده جلوگیری شود و هم از قاچاق کالاهایی مانند بنزین جلوگیری شود.

یکی از اشکالات دیگر در این حوزه این است که برخی اماکن از آب و برق و گاز رایگان بهره می‌برند و این موجب می‌شود که این اماکن خاص در نحوه مصرف درست دقت نکنند و این خود فسادزا است.

اقدام خوبی که در زمان دولت دوم احمدی‌نژاد انجام شد برداشتن یارانه ها از روی کالاها و واریز مستقیم آنها به حساب افراد ملت بود. این یارانه برای خیلی ها تنها منبع درآمد در آن زمان محسوب می‌شد و حتی شاید هنوز هم برای برخی ها چنین باشد. اما متاسفانه در دولت روحانی این پروژه متوقف شد و روند بیمار و معیوب اقتصاد ایران که خام فروشی نفت و توزیع ناعادلانه ثروت بود همچنان ادامه یافت.